داستان کوتاه:شیر و غزال

» داستان کوتاه:شیر و غزال

هر روز صبح در گوشه‌ای از صحرای آفریقا، غزالی از خواب بیدار می‌شود. غزال می‌داند که در آن روز باید چالاک تر از همه درندگان تیزرو باشد و گرنه مرگ، او را خواهد بلعید.

در گوشه‌ای دیگر از این صحرا هر روز شیری از خواب بیدار می‌شود که می‌داند باید یکی از آهوان تیزپا را به چنگ آورد وگرنه باید منتظر مرگ باشد.

مهم نیست ما شیر هستیم یا غزال،

مهم این است که بدانیم باید هر روز چابک تر از روز قبل باشیم.



آخرین مطالب این وبلاگ



تعمیر پکیج در شیرازتعمیر پکیج در شیرازتعمیر برد پکیج در شیراز
استخدام نویسنده آنلایناستخدام نویسنده آنلایناستخدام نویسنده غیر حضوری
ثبت آگهی رایگان ثبت آگهی رایگان درج آگهی ویژه در بالون آگهی
راز اعداد جفتراز اعداد جفتراز اعداد رند ، اعداد فرشتگان



  ساخت وبلاگ